تقویم هجری قمری چگونه کار میکند: مقارنه، رؤیت، و بحثی که جوامع را از هم جدا میسازد
هر ساله، همان پرسش در سراسر خانههای مسلمانان و گروههای واتساپ مساجد طنینانداز میشود: "رمضان چه زمانی شروع میشود؟" آنچه به نظر میرسد باید پاسخی ساده و جهانی داشته باشد، به چهلتکهای از اعلامیههای متناقض، و گاهی حتی در یک شهر، تبدیل میشود.
این سردرگمی از تلاقی واقعاً پیچیدهی مکانیک مداری، فقه چند صد ساله، و محدودیتهای عملی دید انسان ناشی میشود. درک این موضوع نیازمند شناخت سه موتور اساساً متفاوتی است که یک تقویم قمری اسلامی را هدایت میکنند، و اینکه چرا هر کدام تاریخهای کمی متفاوتی را تولید میکنند. (پلتفرم ما هر سه موتور را در کنار یکدیگر در یک تقویم هجری سهموتوره به نمایش میگذارد، تا بتوانید مشاهده کنید کجا با هم توافق دارند و کجا از هم فاصله میگیرند.)
کالبدشناسی یک ماه قمری
ماه به طور متوسط هر ۲۹٫۵۳۰۵۸۸ روز یک بار به دور زمین میچرخد، دورهای که به عنوان ماه هلالی (synodic month) شناخته میشود. اما این میانگین، تغییرات عظیمی را در خود پنهان میکند. از آنجا که مدار ماه یک بیضی (و نه یک دایره) است، و به دلیل اینکه کشش گرانشی خورشید پیوسته آن را دچار اختلال میکند، ماههای هلالی جداگانه میتوانند بین ۲۹٫۲۷ تا ۲۹٫۸۳ روز متغیر باشند.
یک ماه قمری جدید در جایی نزدیک به لحظه مقارنه (که "ماه نو" نیز نامیده میشود) آغاز میشود، لحظهای که ماه از بین زمین و خورشید عبور میکند. در این لحظه، روی روشن ماه کاملاً در جهت مخالف زمین قرار دارد، و ماه کاملاً نامرئی است.
آنچه پس از مقارنه رخ میدهد، جایی است که مسائل جالب، و بحثبرانگیز میشوند.
سه موتور تقویم
هیچ الگوریتم واحد و مورد پذیرش جهانی برای تقویم اسلامی وجود ندارد. در عوض، سه رویکرد کلی وجود دارد که هر کدام منطق، نقاط قوت و حالتهای شکست خاص خود را دارند.
موتور ۱: مقارنه نجومی
خالصترین رویکرد نجومی، آغاز هر ماه را مستقیماً به لحظهی خود مقارنه گره میزند. اگر مقارنه پیش از یک زمان مرجع (معمولاً غروب خورشید یا نیمهشب در یک طول جغرافیایی مشخص) رخ دهد، ماه جدید از غروب روز بعد آغاز میشود.
نقاط قوت:
- از نظر ریاضی دقیق و در سطح جهانی قابل محاسبه است
- تمام وابستگیها به آبوهوا، مشاهده انسانی، و جغرافیا را از بین میبرد
- امکان محاسبه تقویمها را برای قرنها پیشاپیش فراهم میسازد
نقاط ضعف:
- در لحظة مقارنه، هلال از نظر فیزیکی نامرئی است، و ماه "آغاز میشود" پیش از آنکه کسی بتواند هلال را ببیند
- این امر میتواند تقویم نجومی را یک روز کامل جلوتر از سیستمهای مبتنی بر رؤیت قرار دهد
- بسیاری از علما تقویمهای صرفاً محاسباتی را رد میکنند زیرا با دستور پیامبر مبنی بر "با دیدن آن روزه بگیرید" در تضاد است
چگونه محاسبه میشود: موتورهای مدرن از تئوری خورشیدی VSOP87 و تئوری قمری ELP2000 استفاده میکنند که دقتی در حد کسری از ثانیه قوسی فراهم میکند، و موقعیت مقارنه را با یافتن لحظهای که طولهای جغرافیایی دایرهالبروجی زمینمرکز خورشید و ماه بر هم منطبق میشوند، مشخص میکنند.
موتور ۲: تقویم امالقری
تقویم مدنی رسمی عربستان سعودی که برای امور دولتی، بانکداری، برنامههای پرواز و تعطیلات رسمی استفاده میشود، تقویم امالقری است که توسط شهرک علوم و فناوری ملک عبدالعزیز (KACST) در ریاض نگهداری میشود.
برخلاف آنچه بسیاری از مردم تصور میکنند، تقویم امالقری بر پایه رؤیت فیزیکی نیست. این یک تقویم محاسباتی است که دو قانون دقیقاً ریاضی را اعمال میکند که در مختصات کعبه در مکه (۲۱٫۴۲۲۵ درجه شمالی، ۳۹٫۸۲۶۲ درجه شرقی) ارزیابی میشوند:
۱. مقارنه باید پیش از غروب خورشید در مکه در روز ۲۹ام ماه جاری رخ دهد. ۲. ماه باید پس از خورشید غروب کند در مکه در همان شب.
اگر هر دو شرط برآورده شود، ماه جدید در روز بعد آغاز میشود. اگر نه، ماه جاری ۳۰ روزه تمام میشود.
قانون دوم در واقع بیانی درباره زمان تأخیر (فاصله زمانی بین غروب خورشید و غروب ماه) است. زمان تأخیر مثبت به این معناست که ماه در زمان غروب خورشید هنوز بالای افق است، که حداقل هندسی مورد نیاز برای قابل مشاهده بودن هر هلالی است. بسیار مهم است که بدانیم قانون امالقری تنها ایجاب میکند که زمان تأخیر بیشتر از صفر باشد؛ این قانون نمیپرسد که آیا هلال به اندازه کافی ضخیم یا روشن است تا واقعاً درک شود. چند دقیقه تأخیر همچنان میتواند هلالی بر جای بگذارد که در عمل تشخیص آن غیرممکن است.
نقاط قوت:
- بسیار سازمانیافته و قابل پیشبینی است، تاریخها از سالها قبل منتشر میشوند
- در سطح بینالمللی به طور گستردهای دنبال میشود، و یک مرجع مشترک ایجاد میکند
- به یک نقطه مرجع از نظر مذهبی با اهمیت (کعبه) متصل است
نقاط ضعف:
- نیازی به قابل مشاهده بودن واقعی هلال ندارد، در برخی ماهها، تقویم امالقری ماه جدیدی را اعلام میکند در حالی که ماه در منطقه E یا F است (از لحاظ تئوری غیرممکن برای دیدن)
- تنها شرایط را در مکه ارزیابی میکند، که ممکن است بازتابدهنده رؤیت در عرضهای جغرافیایی بالاتر یا پایینتر نباشد
یک تصور اشتباه رایج: بسیاری از مسلمانان بر این باورند که "عربستان سعودی از رؤیت هلال پیروی میکند." در عمل، عربستان سعودی برای تمام مقاصد مدنی از تقویم محاسبهشده امالقری استفاده میکند. کمیته رؤیت دیوان عالی ممکن است رمضان و عید را بر اساس شواهد و شهادتها اعلام کند، که گاهی میتواند با تاریخ امالقری متفاوت باشد و این منبعی برای سردرگمیهای بیشتر است.
موتور ۳: تقویم جدولی (حسابی)
قدیمیترین و سادهترین الگوریتم هجری که به منجمان اسلامی در قرن هشتم بازمیگردد، یک تقریب کاملاً حسابی است که موقعیت واقعی ماه را به طور کامل نادیده میگیرد. این تقویم اینگونه کار میکند:
- فرض بر این است که میانگین ماه هلالی دقیقاً ۲۹٫۵۳۰۵۶ روز است
- ماهها بین ۲۹ و ۳۰ روز در نوسان هستند: محرم (۳۰)، صفر (۲۹)، ربیعالاول (۳۰) و الی آخر
- در ۱۱ سال از هر چرخه ۳۰ ساله، یک روز کبیسه اضافه میشود (ذیالحجه به جای ۲۹ روز ۳۰ روز میشود) تا کسرهای باقیمانده انباشته شده جذب شود
- سالهای کبیسه در رایجترین نسخه (الگوریتم کویتی) عبارتند از: ۲، ۵، ۷، ۱۰، ۱۳، ۱۵، ۱۸، ۲۱، ۲۴، ۲۶ و ۲۹
نقاط قوت:
- به هیچ دانش نجومی نیاز ندارد، هر برنامهنویسی میتواند آن را با چند خط کد پیادهسازی کند
- بسیار سریع و قابل پیشبینی است
- از نظر تاریخی حائز اهمیت است، این الگوریتمی است که در پس بیشتر مبدلهای تاریخ هجری دیجیتال، از جمله مبدل تعبیهشده در مایکروسافت ویندوز، قرار دارد
نقاط ضعف:
- از آنجا که مدار واقعی و بیضوی ماه (که سرعتش تند و کند میشود) را نادیده میگیرد، با گذشت زمان نسبت به تقویمهای محاسبهشده و رؤیتشده به میزان ۱ تا ۲ روز دچار انحراف میشود
- هیچ مکانیسم خوداصلاحی ندارد و خطاها روی هم انباشته میشوند
- برای تعیین تاریخهای واقعی مناسبتهای مذهبی نامناسب است
ریاضیات رؤیت هلال
برای جوامعی که بر مشاهده فیزیکی (یا حداقل رؤیتپذیری محاسبهشده به جای صرفاً مقارنه) اصرار دارند، پرسش این میشود: "آیا واقعاً هلال امشب قابل رؤیت است؟"
این بسیار پیچیدهتر از بررسی صرف بالای افق بودن ماه است. یک باور غلط رایج این است که سن ماه (ساعات پس از مقارنه) تعیینکننده رؤیت هلال است. اینطور نیست، و در هیچ یک از مدلهای علمی پیشرو ظاهر نمیشود. یک هلال ۲۰ ساعته در یک هندسه مطلوب میتواند بسیار راحتتر از یک هلال ۴۰ ساعته در یک هندسه نامناسب دیده شود. آنچه واقعاً اهمیت دارد این پارامترها هستند:
ARCL، کمان نور
که کشیدگی (Elongation) نیز نامیده میشود: فاصله زاویهای بین ماه و خورشید همانطور که از زمین دیده میشود. ARCL محرک اساسی برای ضخامت هلال است؛ کشیدگی بیشتر به معنای این است که بخش بیشتری از چهره روشن ماه به سوی ما برمیگردد و یک نوار پهنتر و درخشانتر ایجاد میکند. پایینتر از یک کشیدگی بحرانی، هلال غیرقابل درک میشود، یک کف فیزیکی سخت که در ادامه به آن پرداخته میشود.
ARCV، کمان رؤیت
تفاوت ارتفاع بین ماه و خورشید در هنگام غروب آفتاب. در حالی که ARCL توصیف میکند هلال چقدر روشن است، ARCV توصیف میکند هلال چقدر مطلوب جایگیری کرده است: یک ARCV بزرگتر هلال را در آسمانی تاریکتر و دورتر از پستاب خورشید بالا میبرد. زیر حدود ۴ تا ۵ درجه، رؤیت با چشم غیرمسلح عملاً غیرممکن است. یک هلال ممکن است کشیدگی خوبی داشته باشد اما چنان پایین بنشیند که ARCV بسیار کوچک باشد، و بالعکس.
DAZ، تفاوت در زاویه سمت
زاویه افقی بین خورشید و ماه در امتداد افق. DAZ بزرگتر به این معنی است که ماه در امتداد تابش خیرهکننده خورشید فاصله بیشتری به سمت پهلو دارد و تضاد را بهبود میبخشد.
W، عرض هلال
عرض تپوسنتریک (مبتنی بر ناظر زمینی) هلال روشن به دقیقه قوسی. هلالهای پهنتر نور بیشتری را بازتاب میدهند. W مستقیماً از کشیدگی (ARCL) و فاصله ماه از زمین مشتق میشود، به همین دلیل است که یک کشیدگی نازک به یک W ناچیز و در حال محو شدن تبدیل میشود.
حد دانجون، کف سخت
آسمان هر چقدر هم تاریک باشد، زمانی که ARCL تقریباً به زیر ۷ درجه سقوط کند، هلال قابل درک نیست. این حد دانجون است، که برای نخستین بار در سال ۱۹۳۲ توسط آندره دانجون گزارش شد و در سال ۱۹۳۶ به صورت کمی بیان شد. فاتوحی، استیونسن و الدرگازلی (۱۹۹۸) آستانه رؤیت با چشم غیرمسلح را نزدیک به ۷٫۵ درجه قرار دادند؛ حد تلسکوپ/CCD حدود ۶٫۴ درجه است. علت فیزیکی آن همچنان مورد بحث است: دانجون آن را به کوتاهنمایی نوک هلال بر فراز ناهمواریهای ماه نسبت داد، در حالی که دیگران به کاهش درخشش فوتومتریک در نوکها یا آستانههای تضاد جوی اشاره میکنند. مکانیسم هر چه که باشد، حد دانجون دلیلی است بر اینکه چرا تقویمی که تنها نیازمند این است که "ماه پس از خورشید غروب کند" باز هم میتواند رؤیتی غیرممکن را اعلام نماید.
انکسار جوی
در نزدیکی افق، جو زمین نور را به سمت بالا خم میکند، و باعث میشود اجرام سماوی اندکی بالاتر از آنچه از نظر هندسی هستند به نظر برسند. این انکسار با تغییر دما و فشار تغییر میکند، و اصلاح استاندارد بِنِت/سیموندسون (Bennett/Saemundsson) آن را محاسبه میکند. همچنین پدیده اختلاف منظر تپوسنتریک (topocentric parallax) وجود دارد: اختلاف منظر افقی ماه در حدود ۵۷ دقیقه قوسی ارتفاع رؤیتشده آن را تا یک درجه در نزدیکی افق نسبت به ارزش زمینمرکزی (geocentric) کاهش میدهد، که مستقیماً آن ARCV را که یک ناظر در واقعیت تجربه میکند منقبض مینماید.
دو مدل برجسته این پارامترها را در یک نمره رؤیت واحد رمزگذاری میکنند. معیارهای یالوپ و عوده ستون فقرات پیشبینی هلال مدرن را تشکیل میدهند، و شما میتوانید بررسی عمیقتری را در مقاله همراه ما پیرامون علم در پس هلال بخوانید.
یالوپ (۱۹۹۷): این روش که بر روی بدنهای از مشاهدات تاریخی آموزش دیده، ارزش q (q-value) را تولید میکند که یک نمره بدون بُعد است که در "بهترین زمان" (در حدود چهار-نهمِ زمان تأخیر پس از غروب خورشید) محاسبه میشود. فرمول بدین شکل است:
q = (ARCV - (11.8371 - 6.3226·W + 0.7319·W² - 0.1018·W³)) / 10
که در آن W عرض تپوسنتریک هلال به دقیقه قوسی است. ارزش q بهدستآمده، شب را در یکی از شش منطقه همپوشانیناپذیر دستهبندی میکند. خطای رایج این است که این مناطق به عنوان یک نردبان تراکمی از نوع "بزرگتر-از" در نظر گرفته شوند؛ در حالی که اینها محدودههایی متقابلاً ناسازگار هستند:
| منطقه | محدوده ارزش q | رؤیتپذیری |
|---|---|---|
| Zone A | q > +0.216 | به راحتی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است |
| Zone B | -0.014 < q ≤ +0.216 | تحت شرایط جوی عالی قابل مشاهده است |
| Zone C | -0.160 < q ≤ -0.014 | ممکن است برای یافتن هلال ابتدا به کمک نوری (ابزار اپتیکال) نیاز باشد، سپس با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است |
| Zone D | -0.232 < q ≤ -0.160 | تنها با کمک نوری (دوربین دوچشمی یا تلسکوپ) قابل مشاهده است |
| Zone E | -0.293 < q ≤ -0.232 | حتی با تلسکوپ قابل مشاهده نیست |
| Zone F | q ≤ -0.293 | قابل مشاهده نیست؛ هلال زیر حد دانجون است |
توجه داشته باشید که منطقه F به این معنی است که هلال پایینتر از حد دانجون است و با هیچ وسیلهای قابل دیدن نیست؛ این به این معنی نیست که ماه از پیش غروب کرده است.
عوده (۲۰۰۴): محمد شوکت عوده (بنیانگذار ICOP در سال ۱۹۹۸) با استفاده از مجموعه دادهای متشکل از ۷۳۷ رکورد مشاهده شامل دادههای تلسکوپ و CCD این رویکرد را تصحیح کرد. مدل او ارزش V (V-value) را تولید میکند که نتیجه را در چهار منطقه مرتب میکند:
- V ≥ 5.65: هلال با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است
- 2 ≤ V < 5.65: با کمک ابزار نوری قابل رؤیت است و ممکن است سپس با چشم غیرمسلح دیده شود
- -0.96 ≤ V < 2: تنها با کمک ابزار نوری قابل مشاهده است
- V < -0.96: حتی با کمک ابزار نوری قابل رؤیت نیست
حد تجربی ابزار نوری عوده مربوط به حدود ۶٫۴ درجه کشیدگی است که به خوبی با حد دانجون مورد بحث در بالا همخوانی دارد.
چرا این بحث ادامه دارد؟
ممکن است کسی انتظار داشته باشد که با فناوری مدرن، نجوم موقعیتی دقیقتر از ثانیه قوسی، دادههای آبوهوای ماهوارهای، و گزارشهای زنده جمعسپاری شده، جهان اسلام بتواند روی یک تقویم واحد توافق کند. دلایلی که این اتفاق نیفتاده، به همان اندازه که علمی هستند، الهیاتی و سیاسی نیز میباشند:
شکاف فقهی
دانشمندان اسلامی به طور کلی در دو اردوگاه قرار میگیرند:
۱. اردوگاه رؤیت معتقد است که احادیث پیامبر رؤیت واقعی بصری را الزامی میدارد (یا حداقل، احتمال نجومی برای رؤیت). محاسبه به تنهایی کافی نیست. این موضع تاریخیِ اکثریت است که توسط علمای مکاتب حنفی، شافعی و حنبلی حفظ شده است.
۲. اردوگاه محاسبات استدلال میکند که نجوم مدرن به یقینی بسیار فراتر از قابلیت اطمینانِ ناظرانِ منفرد دست یافته است. از آنجا که هدف از دستورِ رؤیت، تعیین آغاز ماه با یک اطمینان منطقی بود، اکنون محاسبات این هدف را با اطمینان بیشتری نسبت به شهادت یک شاهد واحد برآورده میسازد. این موضع حمایت قابل توجهی را از جانب شورای فقهی آمریکای شمالی و شورای اروپایی فتوا و تحقیقات جلب کرده است.
بحث رؤیت محلی در برابر رؤیت جهانی
حتی در اردوگاه رؤیت نیز شکاف بیشتری وجود دارد:
- رؤیت محلی (اختلاف مطالع): هر منطقه باید به طور مستقل هلال را رؤیت کند. رؤیت در مکه به مسلمانان جاکارتا یا تورنتو ربطی ندارد.
- رؤیت جهانی (اتحاد مطالع): اگر هلال به طور موثق در هر نقطهای از زمین دیده شود، تمامی مسلمانان باید ماه را آغاز کنند. این همان موضعی است که کشورها را به "پیروی از عربستان سعودی" سوق میدهد.
نتیجه یک ماتریس سهگانه است: رؤیت محلی، رؤیت جهانی، و محاسبات صرف که هر کدام تاریخهای شروع متفاوتی را تولید میکنند.
بُعد سیاسی
در برخی کشورها، تقویم با اقتدار دولت در هم تنیده است. کمیتههای رسمی ممکن است رؤیتهایی را اعلام کنند که با شواهد نجومی در تناقض هستند (مشاهدات مثبت در منطقه E یا F، یا گزارشهایی که پیش از غروب ماه ثبت شدهاند). خواه اینها موارد مرزی اصیل باشند یا با انگیزههای سیاسی رخ دهند، چنین اعلامیههایی اعتماد عمومی را کاهش داده و گرایش به سمت تقویمهای محاسبهشده را تقویت میکنند.
حرکت به سوی راهحل
چندین ابتکار بینالمللی به دنبال متحد کردن تقویم اسلامی بودهاند. سازمان همکاری اسلامی (OIC) بارها یک تقویم یکپارچه بر اساس امکان رؤیت محاسبهشده هلال را تأیید کرده است. سازمان دیانت ترکیه و وزارت اوقاف مراکش برای تمامی تاریخهای مذهبی از محاسبات نجومی استفاده میکنند. انجمن اسلامی آمریکای شمالی / شورای فقهی آمریکای شمالی در سال ۲۰۰۶ یک تقویم محاسباتی را پذیرفت.
زیرساختها هماکنون برای اجرای معیارهای یالوپ و عوده در هر نقطهای از کره زمین، اعمال لایههای دادههای زنده هواشناسی، و تجمیع گزارشهای لحظهای از هزاران ناظر فراهم است. دقیقاً به همین دلیل است که هلال از برخی کشورها قابل مشاهده است اما در کشورهای دیگر نه در همان شب: همان مقارنه بر اساس هندسه محلی مقادیرِ q و V کاملاً متفاوتی تولید میکند. پرسش دیگر این نیست که آیا میتوانیم رؤیتپذیری را با دقت پیشبینی کنیم؛ بلکه این است که آیا جوامع میتوانند روی اینکه به کدام چارچوب پیشبینی اعتماد کنند توافق کنند یا خیر.
شما نیازی ندارید که هیچیک از اینها را صرفاً بر اساس ایمان بپذیرید. در moonsighting.live میتوانید پیشبینی را برای مکان خود در هر تاریخ آینده محاسبه کنید، تماشا کنید که چگونه مقادیر q، مقادیر V، ARCL، ARCV، و زمان تأخیر به صورت زنده در نقشه جهانی رؤیتپذیری و داشبورد ماه بهروزرسانی میشوند، و سپس تقویم سهموتوره را در کنار هم مقایسه کنید. سطح پرو (Pro tier) برای کسانی که میخواهند هر شبِ مشکوک و مرزی را حسابرسی کنند، لایههای پوشش زنده ابرها و آرشیو گستردهی تاریخی آرشیو ICOP را نیز میافزاید.
نتیجهگیری
تقویم اسلامی "خراب" نیست. این سیستم یک سیستم پیشرفته است که تحت یک محدودیت نجومیِ واقعاً دشوار عمل میکند: گره زدنِ زمانسنجی مدنی به مشاهدهی ماهانهی یکی از کمنورترین پدیدههای آسمانی قابل رؤیت برای بشر، آن هم با چشم غیرمسلح.
سه موتور (مقارنه، امالقری، و جدولی) نمایانگر سه فلسفه برای مدیریت این محدودیت هستند. درک هر سهی آنها برای هر کسی که میخواهد فراتر از سردرگمی سالانه رمضان حرکت کند، خواه پیروی از کمیته رؤیت محلی باشد، خواه تاریخهای امالقری در عربستان سعودی، و خواه ریاضیات یالوپ و عوده، ضروری است.
مراجع و مطالعه بیشتر
- Yallop, B.D. (1997). "A Method for Predicting the First Sighting of the New Crescent Moon." HM Nautical Almanac Office, NAO Technical Note No. 69.
- Odeh, M.Sh. (2004). "New Criterion for Lunar Crescent Visibility." Experimental Astronomy, vol. 18. (عوده ICOP را در سال ۱۹۹۸ زیر نظر مرکز نجوم بینالمللی تأسیس کرد؛ با یک مجموعه داده از ۷۳۷ رکورد).
- Danjon, A. (1932, 1936). L'Astronomie. (نخستین گزارش و تعیین کمیت حد اقل کشیدگی برای درک هلال).
- Fatoohi, L.J., Stephenson, F.R., and Al-Dargazelli, S.S. (1998). "The Danjon limit of first visibility of the lunar crescent." The Observatory, vol. 118.
- Sachs, A. and Hunger, H. Astronomical Diaries and Related Texts from Babylonia. (منبع اولیه برای رکوردهای قمری بابلی).
- Bennett, G.G. (1982). "The Calculation of Astronomical Refraction in Marine Navigation." Journal of Navigation, vol. 35.
- مرکز بینالمللی نجوم / ICOP: https://www.astronomycenter.net
آسمانهای صاف و رؤیتهای موفق برای شما آرزومندیم.